بازی های محلی بجنورد

بجنورد یکی ازشهرهای تاریخی و بسیار مهم در ایران است. مردم این شهر از جهت موقعیت جغرافیایی به عنوان صادرکنندگان فرهنگ ایرانی به شرق آسیا شناخته می شوند. بازی های محلی بجنورد، همچون بسیاری دیگر از شهرهای ایران بازی هایی آمیخته با شادی و استفاده از هوش و ذکاوت است.


کلاغ پر

  • تعداد بازیکنان: ۴ تا ۱۰ نفر
  • محوطه بازی: فضای بسته
  • ابزار: ابزار خاصی نیاز نیست
  • اهداف بازی: سرگرمی و نشاط، افزایش تمرکز، دقت و هماهنگی عصبی عضلانی

شرح بازی:

بسیاری از آقایانی که به خدمت سربازی رفته اند، از نام این بازی خاطره چندان خوشی ندارند اما این کلاغ پر از بازی های محلی بجنورد بوده و با خاطرات مذکور تفاوت زیادی دارد. بازیکنان از بین خودشان یک استاد انتخاب می کنند. همه به همراه استاد به شکل دایره وار دور هم می نشینند. هر کدام از بازیکنان انگشت اشاره شان را روی زمین می گذارند و استاد نیز انگشتش را روی زمین می گذارد و عبارت هایی هم چون “کلاغ پر، گنجشک پر، عقاب پر، اتاق پر و اسب پر” را می گوید. هم زمان با گفتن هر مورد، به وسیله استاد، بازیکنان باید در صورت درستی در پریدن، انگشتشان را به بالا ببرند و در صورت اشتباه در پرش، انگشت را حرکت ندهند. استاد برای آزمایش هوش و ذکاوت بازیکنان و به اشتباه انداختن آنان، گاهی اوقات، انگشتش را به اشتباه بالا می برد و به طور مثال می گوید: “تلویزیون پر” و انگشت را به نشانه پریدن بالا می برد و یا می گوید: “پروانه پر” و انگشتش را بالا نمی برد.این بازی به همین شیوه ادامه می یابد و هر کس حرکت پریدن یا نپریدن را به اشتباه اجرا کند، می سوزد و باید از بازی خارج شود. در پایان فقط یک نفر باقی می ماند که به عنوان برنده بازی شناخته می شود و مورد تشویق دوستان قرار می گیرد.


کچه کچه (گل یا پوچ)

  • تعداد بازیکنان: ۴ نفر به بالا
  • محوطه بازی: فضای بسته
  • ابزار: چیزی که به عنوان گل استفاده شود (مثل نخود یا سنگ)
  • اهداف بازی: سرگرمی، افزایش دقت، ذکاوت و تیزهوشی

شرح بازی:

از معروف ترین بازی های محلی بجنورد، بازی گل یا پوچ یا کچه کچه است. بازی کچه کچه بیشتر در عروسی ها انجام و گاهی در محافل و شب نشینی های خانوادگی اجرا می شود. ابتدا افراد به ۲ گروه تقسیم می شوند و هر گروه، یک سرگروه با نام استاد انتخاب می کند و استادها سر امتیاز با یکدیگر توافق می کنند؛ مثلاً پایان بازی تا امتیاز ۲۰ باشد. بعد دو گروه رو به روی هم می نشینند و بین دو استاد گروه اول و دوم قرعه کشی می شود و فرض کنیم قرعه کشی را گروه اول می برد. بازی به این گونه آغاز می شود که استاد گروه اول باید گل را به دست یکی از افراد گروهش بدهد. برای این کار بلند می شود و از نفر اول گروه تا نفر آخر، دستش را می چرخاند و به گونه ای اظهار می کند که گل را در دست هر شخصی می گذارد، به طوری که گروه دوم متوجه نشود که گل را در دست چه کسی گذاشته است و سپس خودش هم در بین گروه می نشیند. البته می تواند گل را نیز در دست خودش نگه دارد. بعد از این که استاد نشست، استاد گروه دوم باید حدس بزند که گل در دست کدام شخص است، البته افراد گروهش هم می توانند به او کمک کنند. در این جا ۲ حالت رخ می دهد:

حالت اول: اگر استاد گروه دوم حدسش درست باشد، گل را می گیرد و این کار را در بین گروهش تکرار می کند.

حالت دوم: اگر حدسش اشتباه باشد، گروه اول یک امتیاز می گیرد و استاد گروه اول دوباره گل را به دست یکی از افراد گروهش می دهد و دوباره باید گروه دوم حدس بزند. در این بازی، اگر استادها حدسشان درست باشد، گل را برای گروه خودشان می گیرند و اگر اشتباه حدس بزنند یک امتیاز به حریف واگذار می کنند. گروهی که زودتر به امتیاز مورد نظر برسد برنده بازی شناخته می شود و بازی تمام می شود. جایزه بازی را که گردو، آجیل، کشمش، خرما و میوه است، صاحب عروسی باید تهیه کند و اگر از لحاظ مالی ضعیف باشد، گروه بازنده تهیه می کند و هر دو گروه جایزه را که خوردنی است با هم می خورند.


کبریت بازی

  • تعداد بازیکنان: ۶ تا ۲۰ نفر
  • محوطه بازی: فضای بسته
  • ابزار: یک عدد کبریت و قلم
  • اهداف بازی: سرگرمی و تفریح و هماهنگی عصبی و عضلانی

شرح بازی:

روی دو سطح بزرگ کبریت یک سمت دزد و سمت دیگر پلیس و روی یک طرف سطح باروتی کبریت شاه و طرف دیگرش وزیر نوشته می شود. سپس بچه ها دایره وار می نشینند و به نوبت کبریت را پرتاب می کنند تا یک نفر شاه را بیاورد. این روش ادامه پیدا می کند تا وزیر هم پیدا شود. از آن پس هر فردی که دزد بیاورد باید بدین گونه مجازات شود:

وزیر: پادشاه پادشاه یک دزد داریم.

پادشاه: دزد کیست؟

وزیر: (اسم دزد را می گوید)

پادشاه: چی دزدیده؟

وزیر: شیلنگ همسایه (هر وسیله ای را می تواند نام برد)

در این قسمت پادشاه یک دستور می دهد و دزد باید اجرا کند و وزیر نیز ناظر اجرای دستور است. حال نوبت به فرد بعدی می رسد که باید کبریت را بیندازد؛ اگر پلیس بیاورد هیچ آسیبی نمی بیند ولی اگر دزد بیاورد به روشی که اشاره شد با او برخورد می کنند. کبریت انداختن بین دو نفر ادامه می یابد و کسانی که مقام وزیر و پادشاه را دارند نیازی نیست که کبریت بیندازند، ولی اگر کسی شاه یا وزیر بیاورد او صاحب این مقام است و فرد قبلی خلع می شود وگرنه تا پیدا شدن شاه یا وزیر جدید این مقام ثابت است و صاحب آن به انداختن مجدد کبریت نیازی ندارد. بازی تا هر موقع می تواند ادامه یابد.

توضیحات: مجازات می تواند انجام دادن کارهایی نظیر آب آوردن، کلاغ پر رفتن و زو کشیدن باشد.


بازی های محلی بجنورد در ماه مبارک رمضان

علاوه بر رفتن به مساجد بعد از افطار عده ای نیز به قهوه خانه ها می رفتند و به نقل قول ها گوش می دادند. نقال ها معمولاً داستان هایی از شاهنامه فردوسی یا اسکندرنامه و یا مختارنامه ارائه می دادند و طوری برنامه ریزی می کردند تا یکی از کتاب هایی که عنوان کردند تا پایان ماه مبارک رمضان به اتمام برسد.
بازی های بعد از مراسم افطار به این صورت بود که عده ای از افراد برای بعد از مراسم افطار به قهوه خانه هایی می رفتند که در آنجا گل بازی که در اصطلاح محلی بجنوردی نبان (کچه کچه) می گویند رفته و گل بازی می کردند که به این بازی گل پوچ نیز می گویند . اما در یک یا دو قهوه خانه در بجنورد در آن بازی پادشاه و وزیر می کردند که در اصطلاح محلی به آن درنه دی دی می گویند.
بازی پادشاه و وزیر در این بازی قهوه خانه هایی انتخاب می شد که فضای بزرگی داشت که صندلی و نیمکت ها را به صورت چهارگوش چیده و وسط کافه به آن میدان می گفتند خالی بود، لحظاتی بعد از افطار مردم به صورت پراکنده و یا دسته جمعی به سوی کافه مورد نظر می آمدند. پس از اینکه عده ای جمع می شدند صاحب کافه قاپ و درنه به میدان می آورد. قاپ که در گویش بجنوردی آشق یا گنی و در فارسی معمولاً بجول گفته می شود که استخوانی است که در چهارپایان وجود دارد و معمولاً از بجول گوسفند در این مراسم استفاده می شد و اما درنه نیز عبارت از شالی بود که آن را تابیده و مورد استفاده قرار می دادند.
طریقه استفاده از درنه به این صورت است که پس از آوردن قاپ و درنه مراسم رسماً شروع می شود. یک نفر به عنوان داروغه قاپ را به گردنش می آوزید، به حکم قاپ پادشاه و وزیر انتخاب شده و بازی آغاز می شود. تا زمانی که پادشاه و وزیر انتخاب نشده بودند بازی رسمیت پیدا نمی کرد به محض انتخاب پادشاه و وزیر، پادشاه حکم کرده و بازی جریان پیدا می کرد. حکم شاه معمولاً جریمه نقدی و یا زدن درنا به کف دست بود. در فواصل بازی از رقص و بازی های محلی (حرکات موزون) و خوانندگان محلی استفاده می شد و گاهی شاه حکم می کرد فلانی چند کیلو زولبیا و بامیه (که معمولاً قنادها در این ماه تهیه می کردند) جریمه شود که بین حاضرین تقسیم میشد.


نظر کاربران
29 نظرثبت شده است
  • فاطمه
    ۳۱ شهریور ۱۳۹۷
    ممنونننننن...
  • رضا فروتن
    ۳۱ شهریور ۱۳۹۷
    برای ارسال بار باید تشریف بیرید ترمینال...
  • فرشاد
    ۳۰ شهریور ۱۳۹۷
    ممنون...
  • nasim
    ۲۹ شهریور ۱۳۹۷
    یه بار دارم برای زاهدان میخوام بیان درب منزل ازم تحویل بگیرن و رسید بدن کجا باید تماس بگیرم ؟...